مصطفی قرباننژاد، متولد ۱۳۶۸، داستانی متفاوت دارد. او که در رشته معماری تحصیل کرده و تا مقطع کارشناسی ادامه داده، پس از فارغالتحصیلی وارد بازار کار شد و چند سالی در حوزه معماری مشغول بود. اما پس از مدتی متوجه شد که علاقه اصلیاش در جای دیگری است: در دنیای موسیقی، به ویژه موسیقی الکترونیک. با او به گفتوگو نشسته ایم که میخوانید:
چطور به سمت موسیقی آمدید؟
در دوران کاریام، کمکم علاقهای که در وجودم بود دوباره خودش را نشان داد. دیدن ویدیوهای مرتبط، گفتوگو با اطرافیان و جستجو درباره موسیقی باعث شد جدیتر به این موضوع فکر کنم. بهرغم محدودیتهایی که در کشورمان درباره موسیقی — مخصوصاً موسیقی الکترونیک — وجود دارد، تصمیم گرفتم مسیر علاقهام را دنبال کنم.
آن زمان اینترنت کند بود، منابع آموزشی محدود بود، و تجهیزات موسیقی خیلی کم و گرانقیمت بودند. با این حال، به خودم گفتم:
«آدم فقط یکبار زندگی میکنه، پس باید کاری رو انجام بده که عاشقشه.»

از چه زمانی موسیقی الکترونیک را آغاز کردید؟
از حدود سالهای ۱۳۸۳ و ۱۳۸۴ با نرمافزارهایی مثل FL Studio آشنا شدم و بهصورت محدود و پارهوقت کار میکردم. بعدتر، در دوران دانشگاه — که ورودی سال ۱۳۸۷ بودم — متوجه شدم خیلی از همسنوسالهایم هم به موسیقی الکترونیک، میکس و دیجی علاقه دارند. همین باعث شد جدیتر وارد این فضا شوم و شروع به جمعآوری پلیلیستهایی با آهنگهای روز و هیت کردم.
چطور استقبال اطرافیان باعث شد مسیرتان را ادامه دهید؟
در دورهمیها و جمعهای دوستانه، آهنگهایی که انتخاب کرده بودم پخش میکردم و بازخوردها خیلی خوب بود. بچهها از انتخاب موزیکها خوششان میآمد و این تشویق، انگیزه بزرگی برای من شد. به همین دلیل تصمیم گرفتم کار را جدیتر پیگیری کنم.
در سال ۱۳۹۰ اولین سختافزار حرفهایم را تهیه کردم و از آنجا بهطور رسمی وارد عرصه میکس و دیجی شدم.
آیا اجرای موسیقی الکترونیک در ایران همچنان با محدودیتهایی همراه است؟
بله، واقعیت این است که هنوز هم فعالیت در حوزه موسیقی الکترونیک در ایران با ریسک بالایی همراه است. حتی در یک مراسم خصوصی مانند جشن نامزدی، اگر شخصی بهعنوان دیجی بخواهد اجرا کند و یکی از شرکتکنندگان یا همسایهها شاکی خصوصی باشد، ممکن است پلیس وارد عمل شود، تجهیزات را ضبط کند و اجرای برنامه متوقف شود.
ما در کشورمان هنوز چارچوب مشخصی برای این حرفه نداریم؛ هیچ نهاد رسمی مدرکی تحت عنوان «دیجی حرفهای» یا «مجوز رسمی اجرا» صادر نمیکند. این در حالی است که بسیاری از دوستانم که در این حوزه حتی از من شناختهشدهترند، همین تجربهها را بارها داشتهاند.
امروز اگر تصمیم بگیریم اجرای زندهای داشته باشیم، همیشه این احتمال وجود دارد که در میانه کار، با دخالت پلیس روبهرو شویم.
این وضعیت، ریسک این کار را بالا میبرد و برای خیلیها بازدارنده شده است. در گذشته شرایط بهمراتب سختتر بود، بهویژه برای بانوانی که علاقهمند به این حوزه بودند. خوشبختانه اکنون فضا کمی بازتر شده، ولی همچنان مشکلات ساختاری پابرجاست.
تجربه شخصی شما از فعالیت در حوزه موسیقی الکترونیک در ایران چگونه بوده است؟
واقعیت این است که شرایط فعالیت در حوزه موسیقی الکترونیک در ایران همیشه پیچیده بوده و با چالشهای خاص خودش همراه بوده است. بهویژه در سالهای گذشته، برخوردها با پدیدههایی مانند مهمانیهای خصوصی، مراسم مختلف و حتی رقص و موسیقی، بسیار حساس و سختگیرانه بود. اگر در یک مهمانی، فردی بهعنوان دیجی حضور داشت، آن مراسم میتوانست بهراحتی با مشکل قانونی مواجه شود. در آن سالها، ما با علم به این ریسکها وارد کار میشدیم؛ به این شکل که یا اجرا موفقیتآمیز خواهد بود و خوش میگذرد، یا ممکن است تمام تجهیزات ضبط و مراسم مختل شود. این نگاه پرریسک، بخشی از واقعیت کار ما بود. تا حدود سال ۱۳۹۲ این وضعیت ادامه داشت.
متأسفانه، در کشور ما بسیاری از مفاهیم تخصصی وقتی وارد میشوند، بهنوعی دچار تغییر معنا میشوند یا بهاصطلاح “ایرانیزه” میشوند. مثلاً واژه “دیجی” که در فرهنگ غربی معنای مشخص و تخصصی دارد، در ایران گاهی با کسی که صرفاً موسیقی را عوض میکند اشتباه گرفته میشود. در برخی مراسم عروسی و نامزدی، مخاطبان از دیجی انتظار داشتند قطعاتی مانند «بابا کرم» پخش کند، در حالی که فضای موسیقی الکترونیک اصلاً چنین کارکردی ندارد.
از طرفی، دیدم بسیاری از درخواستهایی که از من بهعنوان دیجی در مراسم میشد، اصلاً با فضای کاری من همخوانی نداشت. بنابراین تصمیم گرفتم تمرکز خود را از اجرای زنده به آموزش منتقل کنم؛ چرا که از کودکی علاقهمند به آموزش دادن بودم. از سال ۱۳۹۲ به بعد، وارد حوزه آموزش موسیقی الکترونیک شدم. سعی کردم مفاهیم تخصصی این حوزه را به زبان ساده و کاربردی به هنرجویان منتقل کنم؛ نه فقط نحوه استفاده از دستگاهها، بلکه مفاهیمی مانند فرکانس، داینامیک صدا، طراحی صدا و ساختار موسیقی الکترونیک. هدفم این بود که هنرجویان از ابتدا با درک صحیح و فرهنگ واقعی این هنر آشنا شوند.
اگر بخواهیم واژه «دیجی» را به زبان فارسی معادلسازی کنیم، چه تعبیری به ذهن شما میرسد؟
اگر بخواهیم برای واژه “دیجی” (DJ) یک معادل فارسی در نظر بگیریم، شاید نزدیکترین مفهوم «ادغام زنده موسیقیها» یا «میکس زنده قطعات موسیقی» باشد. دیجی در واقع کسی است که موزیکهای مختلف را بهصورت زنده، با توجه به فضای مجلس، حس جمعیت، و ضربآهنگ هر قطعه، به شکلی هماهنگ به یکدیگر متصل میکند.
در گذشته، رسم بر این بود که در مراسمها از خوانندگان دعوت میشد تا قطعاتی از خوانندگان لسآنجلسی را اجرا کنند. اما مخاطب دوست دارد صدای اصلی این هنرمندان را بشنود، نه صدایی تقلیدی یا بازخوانیشده. اینجاست که دیجیها وارد میشوند و با پخش نسخه اصلی آهنگها، تجربه واقعیتری را به مخاطب ارائه میدهند.
نکته مهم دیگر این است که دیجی فقط یک پخشکننده آهنگ نیست. او با تسلطی که بر ریتم و فضای موسیقی دارد، در لحظه تصمیم میگیرد که کدام قطعه را با چه آهنگی جایگزین کند. بهعنوان مثال، اگر آهنگ اول ابی فضای تکراری پیدا کند، دیجی بهصورت زنده وارد عمل میشود و آن را با آهنگی مناسب از یک خواننده دیگر ترکیب یا جایگزین میکند؛ بهگونهای که شنونده این گذار را حس نکند و همچنان در فضای موسیقی غوطهور باشد. به همین دلیل، “ادغام زنده قطعات موسیقی” میتواند بهترین توصیف برای کاری باشد که دیجی انجام میدهد. این مهارت، چیزی فراتر از پخش موسیقی است؛ یک هنر واقعی در کنترل انرژی و احساس جمعیت از طریق صداست.
آیا تجربه همکاری با رسانههای رسمی داشتید؟
بله، خوشبختانه پیشنهاد همکاری از سوی صدا و سیما داشتم. چند ترک را برایشان بهعنوان تیتراژ برنامههای ورزشی تهیه کردم. یکی از این همکاریها مربوط به دوستی بود که تدوینگر برنامه فوتبالی «۹۰» بود. من ترک «آغاز شمالی» را در سبک موسیقی الکترونیک میکس کرده بودم و آن را همراه با آموزش روی یوتیوب منتشر کردم.
بعد از انتشار آن ویدیو، تیم برنامه با من تماس گرفت و اظهار کرد این کار بسیار زیبا و حرفهای است و میخواهند از آن برای تیتراژ استفاده کنند. این اتفاق برای من بسیار انگیزهبخش بود و نشان داد که دیدگاه نسبت به موسیقی الکترونیک در حال تغییر است.
از دیدگاه شما، چقدر مردم در ایران نسبت به سالهای گذشته، نسبت به موسیقی الکترونیک و اجرای دیجی دید بازتری پیدا کردهاند؟
در مقایسه با گذشته، شرایط بسیار بهتر شده است. مردم به تدریج به درک عمیقتری از موسیقی، بهویژه در حوزه اجراهای زنده و کیفیت کارها، دست پیدا کردهاند. بهعنوان مثال، در یکی از کنسرتهای اخیر شادمهر عقیلی در آمریکا، بسیاری از مخاطبان با اجرای پلیبک او ناراحت شدند. این اتفاق واکنشهای منفی شدیدی را به همراه داشت تا جایی که شادمهر ناچار شد صحنه را ترک کند. چنین واکنشهایی نشاندهنده این است که مردم دیگر اجرای زنده و اصالت موسیقی را جدی میگیرند.
با این حال، باید اذعان کرد که در ایران، هنوز راه زیادی باقی مانده تا موسیقی، بهویژه سبکهای نوین نظیر الکترونیک و اجرای دیجی، جایگاه واقعی خود را در جامعه فرهنگی پیدا کند. اما روند تغییر آغاز شده و امیدوارم با تلاش مداوم، فضای سالمتر و حرفهایتری برای فعالان این عرصه فراهم شود.
نوشته: مائده حضرتی — منبع: هفتهنامه اقتصادی-اجتماعی صدای خاک، شماره ۲۱۷، ۲۴ خرداد ۱۴۰۴
